تبلیغات
LoVe PhObIa - غیر قابل تحمل

LoVe PhObIa

تو میان ما ندانی، که چه می رود نهانی...

غیر قابل تحمل

وقتی غیر قابل تحمل می شی، باید حداقل یه نفر باشه که تحملت کنه.اگه حتی یه نفر رو هم نداشتی، فاتحه ی خودت رو بخون.

منم خوندم.کار سختی نیس....!

آدما رفیقاشون رو می خوان واسه این وقت ها! نه اینکه تا حرفی می زنی، همه برگردن بهت بگن: "یه هفته س خیلی رو مُخی ها" و بعد هم بذارن برن.

از اینکه الان کسی کنارم نیس،ناراحت نیستم.

از اینکه این جاده رو دارم پیاده گز می کنم هم ناراحت نیستم.

از خودم ناراحتم.

از اینکه روی آدم هایی حساب کرده بودم که نباید...

.

می تونم یه دنیای تازه ای ر شروع کنم.تو یه جای جدید، با یه سری آدمای جدید.

اما پای یه "قول" موندم.

همیشه فکر می کردم هروقت از همه جا رونده بشم، می تونم برگردم اینجا.... ولی امروز گام هام سنگین شده بود.

وقتی می خواست از زمین جدا بشه،زمین هولش می داد و وقتی می خواست برگرده،زمین پسش می زد.

حتی "اینجا" هم دیگه منو نمی خواد.

.

وقتی غیر قابل تحملم، لازم نیست بهم یادآوری کنی، اگه معرفت داری،تحملم کن؛اگه نه، به سلامت.


هوا سنگینه یا فقط نفس من بالا نمی آد؟

آقا / خانم؟! یه لحظه ببخشید. بله بله شما. ببخشید همین شمایی که الان خوشحالی، مگه اون روز که نفست بالا نمی اومد، این من نبودم که پا به پات اومدم و حرفهایی زدم که آروم بشی، حتی اگه بهشون اعتقاد نداشتم؟

من که بخیل نیستم، نـــوش جونت این خوشحالی،هیچ منتی هم نیست،اگه نمی خواستم که کمکت نمی کردم،اصلاً وظیفه بود.

فقط یه خواهش!

همراهی نمی خوام.اما نمک هم رو زخمم نپاش...یادت باشه این نمک ها رو از سر سفره ی من برداشتی...!





طبقه بندی: خط خطی های من،
[ سه شنبه 3 بهمن 1391 ] [ 21:52 ] [ A.A ] [ نظرات() ]