تبلیغات
LoVe PhObIa - طوطی صفت

LoVe PhObIa

تو میان ما ندانی، که چه می رود نهانی...

طوطی صفت

راست می گویم...پنهان نمی کنم...
این تویی که اینگونه وحشیانه، چنگ بر ادراک خلق زده ای و بر پیکرهای بی جان، رنگ ِ درک می پاشی.
کافر همه را به کیش خود پندارد، تو از کدام فرقه ای که خود را از خلق جدا پنداری؟
کافر باشم، به ز آنکه بلندمرتبگان را پست شمارم.
و آیا خوانده ای آیه ی همدردی را؟یا که نه، شنیده ای که بزرگمردی گوید: بنی آدم اعضای یکدیگرند...
نه نه، آن را بیخیال(!) این را بشنو: تو کز محنت دیگران بی غمی، نشاید که نامت نهند آدمی.
کجا؟بایست.لحظه ای کار دارم!
بشنو حدیثِ ابلهی نوپا را در باره ی بزرگی!

درک تو؟ کدامین حد؟ آری، آری، دریای بیکران
فهم تو؟ کدامین انتها؟ آری، آری، افقی در دوردست
من؟ دروغ؟ آری، آری، این بار(!) فقط اما!

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی، تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی

طوطی صفتی، طاقت اصرار نداری،چه گویمت؟
پاسخ مرموز من به تو این است:
نگاهی تلخ که هرگز نخواهی خواند
و لبخندی وحشیانه که آن را به فال نیک خواهی گرفت.
آری.
حماقتِ تو در حدی ست که حتی تشخیص نمی دهی که "مگسان اند به دور شیرینی"
خوش باش دمی که، پس فردا تنهاییت آرزوست.

سنگدل، نه نیستم.اما تو نیز "آدم" بشو،نه نیستی.
این به آن در!

 مخاطب خاص نداشت.
آدم ها رو هم قضاوت نمی کنم.راجع به هیچ کس هم اینجوری حرف نمی زنم.
امشب شب پُست های حرف های روی دل مانده س.
از هر دری،سخنی!
دلت که گرفته باشد،مایع لوله باز کن صاف هم کارساز نیس...!
دلم برای چیزی تنگ شده که از اعتراف به آن می ترسم.
آری.
دلم........................... (وهزاران نقطه ی دیگر) می خواهد.




طبقه بندی: خط خطی های من،
[ سه شنبه 26 دی 1391 ] [ 02:13 ] [ A.A ] [ نظرات() ]