تبلیغات
LoVe PhObIa - "محبت"

LoVe PhObIa

تو میان ما ندانی، که چه می رود نهانی...

"محبت"

دشب به خودم گفتم: صبح همه ی گلایه هامو توی وبلاگم می نویسم و خودمو راحت می کنم.
گفتم: فردا همه ی ناگفته هام رو توی دفتر خاطراتم می نویسم...
صبح پاشدم و دیدم اتفاقی که سال ها (5سال) از ترس افتادنش زندگی بهم زهر شده بود، اتفاق افتاده....
یعنی از این هم بدتر می شه؟!
دنیا رو سرم خراب شد...
اما...
اما حال دلم خوبه!
می دونم، باورش برای خودم مثل معجزه س، اما حالم خوبه.
این حال رو به هیچی نمی فروشم!
.
دردِ زندگیم زیاده، اونقدر زیاد که دیگه حسش نمی کنم!
بی حس شدم...!
.
اما حال دلم خوبه!
فقط یه دلیل داره این حالِ خوب:
"محبت"
اینقدر "عشق" دارم که می تونم یه دنیا رو زیبا کنم!
گفته بودم "قوت دل" پیدا نمی کنم، غافل از اینکه : یار در خانه و ما دور جهان می گردیم!
.
تاریکی سرتاسر زندگیمو محاصره کرده، قبول
من خودم منشاء نور هستم!
من خودم منشاء عشق هستم!
منو از چی می ترسونی؟
من چیزی دارم که تو نداری،
آره "زندگی" با تو هستم،
من "محبت" دارم.




طبقه بندی: خط خطی های من، دل نوشته،
[ پنجشنبه 16 آذر 1391 ] [ 12:39 ] [ A.A ] [ نظرات() ]