تبلیغات
LoVe PhObIa - در حسرت ماه

LoVe PhObIa

تو میان ما ندانی، که چه می رود نهانی...

در حسرت ماه

سر بذار روی شونه هام
تا بگم
        آروم از غصه هام
تا بگم
        چی اومد به سرم
رفت چرا؟
         نازنین دلبرم

عشق و شراب و مستی کار ما بود
عشق و خدا و هستی یار ما بود
اما شد رنگ زمستون نو بهار ما
بزم مهر و جنون در دل به پا بود
سینه لبریز از شور از وفا بود
اما غم آمد به قلبم ای خدا چرا؟

سوختم
          سوختم من از غم
دل او پی یار دیگری بود
که عمر رویای من به سر رسید
باختم
        باختم من به او
همه ی عمر دلدادگی رو
که غربت به خانه ام سرک کشید

خسته م از دست روزگار
آسمون ، تو هم با من ببار
چشم من مونده خیره به راه
من شوم در حسرت ماه

عشق و شراب و مستی کار ما بود
عشق و خدا و هستی یار ما بود
اما شد رنگ زمستون نو بهار ما
بزم مهر و جنون در دل به پا بود
سینه لبریز از شور از وفا بود
اما غم آمد به قلبم ای خدا چرا؟

(چارتار-در حسرت ماه)

نه اینکه چون به این آهنگ گوش می دم یعنی از نبودت ناراحتم،نه.
حس آهنگ خوبه.
دلنشین و آرام بخش.
همون آرامشی که می گفتی نمی فهمی.
همون آرامشی که می گفتم آتیش زیر خاکستر.

خیلی واسه دوس داشتن کوچیک بودی.
خوشحالم که اشتباه نکردم.

دلم لرزید قبول.
اما عوضش بزرگ شد.

دنبال چیزا و کارای گنده می گردم.
دیگه این بچه بازیا واسم کافی نیس.
حتی این دیوونه بازیا.
دلم یه اتفاق،یه چیز بـــــــزرگ می خواد.

منتظر می مونم.




طبقه بندی: دل نوشته، شعر،
[ جمعه 3 آذر 1391 ] [ 21:44 ] [ A.A ] [ نظرات() ]