تبلیغات
LoVe PhObIa - دلگرمی من

LoVe PhObIa

تو میان ما ندانی، که چه می رود نهانی...

دلگرمی من

همون شب معروف...
سه شنبه شب...
می دونی که کی رو میگم؟!
همون شبی که مهمترین شب من بود و بی اهمیت ترین شب تو....!
همون شب که مجبورم کردی مثل مجرما توضیح بدم.
همون شب که هر دو جمله یه بار از اهمیتت برام می گفتم...!
همون شب که دلم سرد شد
همون شب که شدی سوم شخص!

آره همون شب به این فکر کردم که اگه تو رو دارم از دست می دم، عوضش بدهیامو به کسایی می دم که همیشه همراهم بودن و من بهشون بی توجه بودم می دم...
از این به بعد با آدماییم که واسم همیشه معرفت خرج کردن....

دلم گرم شد...
به دوتا آدم با مرام...با محبت....
چقدر شیرین بود این دلگرمی...
چقدر تو این هوای سرد، دلنشین بود این گرما...

صبح چهارشنبه
جیغ های بی پایان من...
گریه های دردناک من....
یکی از این دو رفیق پاک و ناب....معلوم نیس چقدر وقت داره....

تمام دنیام شده شاد نگه داشتن این رفیق...
یه لبخنده ش شده تمام دنیای تلخ من...

التماس دعا




طبقه بندی: دل نوشته، فقط محض یاد آوری،
[ دوشنبه 1 آبان 1391 ] [ 20:05 ] [ A.A ] [ نظرات() ]