تبلیغات
LoVe PhObIa - نمی دونم

LoVe PhObIa

تو میان ما ندانی، که چه می رود نهانی...

نمی دونم

اینقدر ساده...؟!
پس اون حرفا که می زدی چی شد؟!!!
بهم اطمینان داده بودی...
راجع به جایگاهم تو زندگیت...
درسته مثل کاخی که من برات ساختم نبود، اما واسم کافی بود...
اون کلبه ی کوچولو، زیباترین آرزوی زندگیم بود..

رسمش نبود واسه حقیقتی که خودت پرسیده بودی منو توبیخ کنی.

 نمی دونم یه روز دلت یاد دلم میکنه؟
                 یه روز خاطرات بهت هجوم میارن؟
                 یه روز دلت واسه صدا و حرفام تنگ میشه؟
                 یه روز دلت واسه دستام پر می کشه؟
                 یه روز دلت واسه یه دل صاف و ساده می گیره؟
نمی دونم
اما می دونم من دیگه نیستم...
دیگه همونی که گفتی بهش یه هفته ازم دور باش نیستم...

می دونم اگه باز دستامو بگیری
                    دستت رو محکم تر از قبل می گیرم
اما دلم...
         می ترسم پشت کنه به دلت....

گفته بودم مواظبم باش...
         خیلی زود از دستم دادی...

نمی دونم پشیمون می شی یا نه...




طبقه بندی: دل نوشته،
[ جمعه 21 مهر 1391 ] [ 20:35 ] [ A.A ] [ نظرات() ]