تبلیغات
LoVe PhObIa - سعی نکن گولم بزنی

LoVe PhObIa

تو میان ما ندانی، که چه می رود نهانی...

سعی نکن گولم بزنی

حس می کنم داره به شخصیتم توهین می شه
حس می کنم می دونه احساسمو، حس و حالمو
                     می دونه چقدر برام عزیز و دوست داشتنیه...
حس می کنم با اینکه اونم گاهی بهم فکر می کنه، با اینکه دلش گاهی تنگ میشه واسه بودن باهام، واسه گرفتن دستام... اما بازم حرفی نمی زنه...
یه جورایی براش نقش یه backup رو دارم...سعی می کنه راضی نگه دارتم...حس می کنم می خواد خرم کنه!
دوس دارم بهش بگم: از این حس متنفرم...از این رفتارت حالم به هم می خوره...
دوس دارم بهش بگم: ببین عزیز دل، الان عزیزی، یه کم دیگه ادامه بدی ازت دوری می کنم... می دونم که می دونی برام سخته، اما خواستم در جریان باشی!


پ.ن: تو آدمی نبودی که بگی 2تایی بریم بگردیم...
         تو آدمی نبودی که بی هوا دست آدمو بگیری تو دستات...
         تو آدمی نبودی که سرت رو بذاری رو شونه ی من...

      : بذار راستش رو بگم... اگه یه کم دیگه ادامه می دادی حسابی دل و هواسم می رفت جای دیگه و فکر می کردم دلت واسم تنگ شده...
        اما این فکر لعنتی نمی ذاره باور کنم دلتنگیتو...

هیچ حسی بدتر از این نیس که نتونی باور کنی واسه کسی عزیزی... گاهی لازمه آدم خر بشه...
لعنت به این فهمیدن...
گاهی دلم می خواد به اندازه ی دنیای تو نفهم بشم....





طبقه بندی: خط خطی های من، دل نوشته،
[ شنبه 1 مهر 1391 ] [ 18:56 ] [ A.A ] [ نظرات() ]